اکتبر 5
نویسنده : محمود عطار
بازدید : 2902
نظرات : بدون دیدگاه
«تقابل» یا «تغافل» !؟

یکی از شیوه‌های تعلیم و تربیت، «تغافل» است. تغافل یعنى انسان چیزى را بداند ولى به عمد وانمود کند از آن آگاه نیست. این شیوه مبتنی بر اصل عزت نفس است؛ به این معنا که بروز ضعف‌ها، شکستن عزت نفس را به دنبال دارد پس اختفای آن‌ها روشی برای حفظ آن است.   شاید یکی […]

یکی از شیوه‌های تعلیم و تربیت، «تغافل» است. تغافل یعنى انسان چیزى را بداند ولى به عمد وانمود کند از آن آگاه نیست. این شیوه مبتنی بر اصل عزت نفس است؛ به این معنا که بروز ضعف‌ها، شکستن عزت نفس را به دنبال دارد پس اختفای آن‌ها روشی برای حفظ آن است.

 

شاید یکی از کلیدی ترین مسائل تربیتی به ویژه در حوزه تربیت کودکان، توجه به موقع به اصل «تغافل» باشد. تغافل در نقطه مقابل غفلت بوده و هر چقدر انسان هوشیار باشد و با مطالعه، شناخت بهتر و بیشتر جهان خود را از غفلت وارهاند، در حیطه ی سعادت جلو تر بوده و در حقیقت گامی به سوی جلو برداشته است، اما تغافل درست، بر عکس غفلت و از مزایای دور اندیشی و حفظ حرمت و البته ابزار مهمی در دست تریبت کننده است، لیکن مشروط به آن که درست و در بزنگاه مورد استفاده قرار گیرد.

 

حضرت امیر المومنین علی (ع) در حدیثی می فرمایند: «خردمندی دو مؤلفه دارد، نیمی از آن صبر و بردباری و نیم دیگر آن تغافل است.» اگر چیزی را ندانیم در حقیقت امر از آن غافلیم، اما در بسیاری از موارد علی رغم دانستن موضع خود را به ندانستن می زنیم، این دومی در حقیقت تغافل است.

 

در تربیت فرزندانمان، از این کلید طلایی بهتر استفاده کنیم تا شخصیتش را حفظ نموده و با حفظ عزت نفس او و تکریم کرامت انسانیش، خطای پیش آمده را برای تجربه اندوزی و انعکاس مثبت در مسیر زندگی برایش تداعی کنیم. و حتی اگر اشتباه هم کرد، در خفا به او تذکر داده، و چه بسا بهتر است بعدا از خودش نیز برای رفع مشکل و جبران آن خطا «مشورت» بگیریم.

 

راهنمایی کودک پس از ارتکاب اشتباه با چنین رویکردی ضمن ارتقای حس خود باوری در او، عملا پایه های نابودگر باورهای حقارتی را در او سست نموده و از لذت «خودکامگی» در آینده او را مبری می کند. نهاد خانواده که اولین پدیده ی اجتماعی کودک است، مهمترین نقش تعیین کننده در سعادت و شقاوت کودک را بر عهده دارد. لذا تاسی به فرمایشات معصومین در این حوزه که البته روانشناسان و جامعه شناسان نوین نیز با زبانی دیگر آن ها را مورد تصدیق قرار داده اند، یکی را کارگشا ترین و موثر ترین راهکارهای تربیتی برای رشد و نمو ایده آل کودک خواهد بود. استفاده از این روش و درک شرایط برای اعمال تغافل، عملا والدین را از نقطه «تقابل» با کودک دور نموده و از ایجاد حس «مچ گیری» در او جلوگیری به عمل می آورد.

 

احساس حقارت یکی از نخستین جاذبه های است که انسان از بدو تولد با آن رو به رو ست، منشاء این احساس، ناتوانی اولیه انسان و در مرحله بعد نقص های جسمانی، تحقیرها، تمسخرها و برخوردهایی است که نخست در خانواده و سپس در جمع دوستان و نظام مدرسه و … تجربه می کند. تقریبا تمام این سیر کاملا طبیعی است، اما آنچه در این فرآیند نابهنجار و غیر طبیعی محسوب می شود، تبدیل این احساس به «عقده ی حقارت» است، بدین معنا که فرد برای رفع این نواقص و ضعف ها و کاهش این احساس حقارت، به جستجوی جبران ناتوانی ها و نقص ها برخواهد آمد، حال چنانچه راه های سالم و سازنده به او نمایانده شود، یا برایش مهیا گردد، فرد در مسیر درست برای رفع نواقص قدم برداشته و احساس حقارت را به «حس توفق» تبدیل می نماید.

 

اما اگر چنین راه هایی به او نشان داده نشده و یا برایش مهیا نگردد، احساس حقارت به عقده ی حقارت تبدیل شده و اینجاست که فرد برای جبران آن به هر وسیله ای متوسل می شود که البته در اکثر موارد این راه های ناسالم و بعضا ضد اجتماعی است. مقوله ی بزه کاری، رفتارهای پرخاشگرایانه ی ضد اجتماعی و سوء استفاده از موقعیت و قدرت شخصی به هنگام برخورداری از آن نیز از همین آبشخور سرچشمه می گیرد.

 

تغافل از نگاه امام سجاد(ع) دو نوع است: چشم پوشی خداوند از گناهان بندگان؛ که خداوند به عنوان مربی همه بندگان، با پوشیدن عیب بندگان و رسوا نکردن آن‌ها سعی در تقرب آنان به خویش دارد و دیگری، چشم پوشی انسان‌ها از یکدیگر است. از نظر امام سجاد (ع) تغافل علاوه بر آن که در تربیت ضرورى است، یکى از اصول مهم اجتماعى برای داشتن زندگى آرام و خالى از دغدغه و وسیله سامان یافتن امور دنیایى جامعه انسانى است. از این رو امام (ع) در وصیت به فرزندشان فرموده اند: «سامان یافتن همه امور دنیا در دو کلمه خلاصه مى شود: اصلاح و تأمین معاش زندگى همچون پیمانه اى است که دو سوم آن به هوشمندى و یک سوم آن به چشم پوشى است…».

 

 

نویسنده این مطلب :

فرزند پرتال

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما