اکتبر 16
بازدید : 545
نظرات : بدون دیدگاه
کارخانۀ آدم سازی

تغییرات قانونی، باعث دگرگونی اساسی در وضع زنان شده و زنان به تدریج، در حیطه های گوناگون خانواده، شغل و جامعه، دارای حقوقی مشابه با مردها گردیده اند. امکان آموزش، ورود به دانشگاه و اشتغال در مشاغلی که قبلاً خاص مردان بودند، به دست آوردن حق رأی و کسب حق شرکت در امور اجتماعی سیاسی […]

تغییرات قانونی، باعث دگرگونی اساسی در وضع زنان شده و زنان به تدریج، در حیطه های گوناگون خانواده، شغل و جامعه، دارای حقوقی مشابه با مردها گردیده اند. امکان آموزش، ورود به دانشگاه و اشتغال در مشاغلی که قبلاً خاص مردان بودند، به دست آوردن حق رأی و کسب حق شرکت در امور اجتماعی سیاسی کشور از جلوه های جدید فعالیت زنان هستند.

 

قوانین کار، حمایت های خاص از زن ها را مطرح می کنند؛ مانند محدودیت در انجام کار شبانه یا زیان آور، مرخصی زایمان و ایجاد مهد کودک در محیط کار. قوانین خانواده نیز به زنان مسئولیت و حقوق بیشتری داده اند. مهم ترین دگرگونی در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، جدایی میان محل کار و زندگی زنان از مردان بود. در اثر این جدایی مکانی، زنان نقشی جدید به عنوان زن متأهّل شاغل پیدا کرده اند. تغییر موقعیت زن ها در خانواده به این نقش جدید وابسته است. این در حالی است که کار زنان پدیده جدیدی نیست، اما کار زنان از قرن بیستم به بعد شکل خاصی به خود گرفته که بحث و گفت وگوی فراوانی ایجاد کرده است.

 

اما آنچه برای زن امروز واجد ارزش بسیار است، مسئله آشنایی او با فرهنگ جامعه و خانواده است. زن در خانه، فرهنگ را به گونه ای در نقش همسر و نیز مادر برای کودک نشان می دهد و از سوی دیگر، در محیط کار همراه با اجتماع در انتقال فرهنگ و انجام آداب، سنن و باورها و اعتقادات جامعه، رضایت کارفرمای خویش را تأمین می نماید. این حرکت زن از خانواده تا ظهور در اجتماع است. پیچیدگی های این حرکت ما را به سوی فرمایش رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی سوق می دهد که فرمودند: «فرهنگ یک کارخانه آدم سازی است.»

 

در سال های اول زندگی کودک، باید فرهنگ او را فراهم کرد. اساس فرهنگ کودک را شناختِ رابطه او با آنچه دنیای کودکی وی را می سازد، تشکیل می دهد؛ یعنی: خود او، دست و پای او، مادر او، پدر او، پس از آن، نان، آب، میوه، جای خواب و … بعد خانه، چراغ، بعضی از لوازم خانه و… و کم کم مرغ خانه، گربه و … و بعدا خاک باغچه، سبزه، پارک اطراف منزل و … به تدریج، مسجد محل، شیوه لباس پوشیدن، نوع خوراک، شیوه تناول غذا، روش نظافت و … و همبازی، همسال، مدرسه، معلم، مدیر، تلویزیون و …

 

در مرتبه اول، باید دید در رابطه با خود، کودک کدام را زودتر و کدام را بیشتر فرامی گیرد و به کدام دل بسته تر است. در مرتبه دوم، باید دید کدام یک از این ها در رابطه با کودک می تواند بار فرهنگی بیشتری داشته باشد؟ بعد خوب خوردن، تمیز خوردن، خوب جویدن، با ادب خوردن، سپاس خدای مهربان و نیز چیزهای دیگر.

 

در همه این شناخت ها، تکیه اصلی بر نقشی است که آن موجود در دنیای کودک دارد، نه جنبه علّی آن موجود (نه کمیّت، نه کیفیت، نه ساختمان وجودی آن و …)، بلکه آن وجه از موجود که وجهی از دنیای کودک را می سازد، یا رنگ می دهد، یا لطافت می دهد یا حرکت می دهد، از مادر، نگاهش، توازنش، عطوفتش، صمیمیتش و …

 

آنچه در این فرهنگ مندرج است، بعدها برای امور انسانی و تربیتی کودک به کار گرفته می شود و او باید در عمل آینده و در تماس با آن ها و در به کارگیری آن ها، فهم عملی و حرکت عاطفی و تحوّل قلبی و رشد قلبی کسب کند.

 

از این رو، باید خانواده، به ویژه مادر، دقت کند، در اختیار کودک باشد تا فرزند پیش از آنکه بخواهد موجودی را در تصور آورد و امری ذهنی روی دهد، در حضور او باشد و دست او، پای او، چشم او، ادراکات او و بلکه دل و فهم او نیز آن را دریافت نمایند. همه دریافت های کودک باید یکدیگر را تصدیق کنند و هیچ ناهماهنگی در این دریافت ها مشاهده نشود. تمام وجود کودک باید با هم در رابطه با او وحدت دریافتی پیدا کند و با این وحدت دریافتی، وحدت نفسانی نیز در فرزند مایه و قوام بگیرد. این وحدت دریافتی و وحدت نفسانی به شکل گیری شخصیت کودک می انجامد.

نویسنده این مطلب :

فرزند پرتال

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما