جولای 29
نویسنده : علیرضا بکایی
بازدید : 517
نظرات : بدون دیدگاه
نگاهي گذرا بر تاريخچه ی اُتيسم

برای اولين بار لئو کانر (1943) متوجه شدکه بعضي از کودکان از همان بدو تولد دچار مشکلات زباني و رفتاری و احساسي هستند. وی ضمن شرح حالات اين کودکان برآن بود تا راه حلي برای درمان آن ها بيابد. اما سال ها طول کشيد تا تئوری های موجود ِ آن زمان مبني بر رواني بودن […]

برای اولين بار لئو کانر (1943) متوجه شدکه بعضي از کودکان از همان بدو تولد دچار مشکلات زباني و رفتاری و احساسي هستند. وی ضمن شرح حالات اين کودکان برآن بود تا راه حلي برای درمان آن ها بيابد. اما سال ها طول کشيد تا تئوری های موجود ِ آن زمان مبني بر رواني بودن ِاين کودکان مُهر باطل خورد.

.

از سال 1700 به بعد موارد بسياری در بيمارستان ها و بخش های رواني به ثبت رسيد، بدون اين که نامي از اُتيسم برده شود. در آن زمان بسياری ازروانشناسان ومتخصصان اين حوزه تصورمي کردند که « اُتيسم» مشکلي فرهنگي/اجتماعي وناشي ازصنعتي شدن ِ جوامع و يا حتی رفاهِ اجتماعي افراد است. اما آن چه امروزه بر اهل فن مسجل است، اين است که اُتيسم ابدأ ربطي به صنعت يا رفاه اجتماعي و ياهرپديده ی ديگر اجتماعي-فرهنگي ندارد.

.

پيش داروی ها وپيش فرضيه های بسياری در باره ی اُتيسم ودلايل بروز آن وجود دارد. بعضي بر اين باورند که بيماری های خاصي دردوران باداری مادر مي تواند عامل بروز اُتيسم در نوزاد شود. بسياری از اين پيش داوری ها، بخصوص تربيتي – فرنگي بودنِ اُتيسم بي پايه و اساس است. و ناگفته نماند که اُتيسم زاده ی فرهنگ غرب نيز نيست و نزد تمامي ملل جهان يافت مي شود.

.

توصيف کانر از کودکانِ متفاوت – يعني آن چه که امروزه به« اُتيسمِ اين فانتيل» مشهور است، شرايط ِرد همه ی پيش داوری های بي پايه و بي ارزش را فراهم ساخت، اما او خود بر اين باور بود که والدين ِ يازده کودک ِ مورد آزمايش که از همه جا رانده و مانده بودند، گناه اصلي رفتار و کردار کودکانشان را بردوش مي کشيدند.

.

به تصور کانر محروميت از کانون گرم خانواده، رابطه ی غلط ِوالدين (بخصوص مادر) و يا دچار شدن مادر به بيماری های خاصي چون سرخک يا يرقان در دوران باداری باعث ناهمگون شدن ِ روان و روح کودک مي شود. با وجودی که کانر نا آگاهانه پيش داوری های غير علمي راتأئيد کرد، اما عوارض مشخصه ی اُتيسم ِراآن گونه دقيق به تصوير کشيد که نظراتش بنيان تحقيقات بعدی اُتيسم پايه گذاشت.

 

  • اتيسم اين فانتيل


واژه ی « اُتيسم » اولين بار درسال 1911 ميلادی توسط اوگن بلولر به کار گرفته شد، اما او تعريف دُرستي از «اُتيسم» در دست نداشت و به غلط بيماراني را که دچار اختلال رواني/ اسکيزوفرني بودند ، مبتلايان به اُتيسم
  معرفي کرد. سي سال پس از بلوبر، کانر واژه ی اُتيسم را برای ِ نوعي  اُتيسم که به  اتيسم اين فانتيل مشهور است به کار گرفت. کانر در دوران اوليه ی تحقيقاتش به همان اشتباهي دچار شد که بلولرواتيسم و اسکيزوفرني را دو بيماری رواني و هم خانواده دانست، اما به مرور زمان عوارض جديدی ميان بيماران مبتلا به ا ُتيسم مشاهده کرد که با عوارض اسکيزوفرني همگون نبودند. اين عوارض به «عوارض کانر» مشهور است.

.

عوارض کانر را مي توان در سه بخش خلاصه کرد:


اول: اختلال و بي نظمي شديد در روابط و زندگي اجتماعي و عدم آشنائي با فنون ِ ارتباط گيری با افراد پيرامون ِ خود
.

دوم: دشوار ی ِ درک زمان و مکان ، دشواری ِ درک حالات چهره ی آدم ها، واين که آدم ها از دست و صورت خود برای تفهيم خود استفاده مي کنند، درک اين زبان ِ « ناگويا يا سمبوليک» و دشواری ِ ابراز احساسات و حالات دروني خود. (اين دشواری ها نزد همه مبتلايان به اُتيسم ، صرف نظر ازاين که قادر به حرف زدن باشند يا نه ، مشاهده مي شود.(

سوم: اختلالات رفتاری. در قياس با نُرم های معمول جامعه. فرد مبتلا به اُتيسم بيش از حد به عادت های خود وابسته است و يا عادت های خاصي دارد که نزد ديگران معمول نيست.

.

به نظر کانر وجود همزمان ِاين سه عارضه شرط لازم اُتيسم دانستن فرد است. به عبارت ديگر عدم يک يا دو شرط به اين معناست که فرد به اُتيسم دچار نيست و يا فقط حالاتي شبيه به اُتيسم دارد. عوارض اُتيسم معمولن قبل از سن سه سالگي بروز مي کند. ناگفته نماند که دراين زمينه نظرات متفاوتي وجود دارد. عده ای معتقدند که عوارض فوق از همان بدو تولد يا دراولين سال تولد کودک بروز مي کند.

,

عده ای ديگر زمان بروزِعوارض اُتيسم را از ابتدای تولد تا سن پنج سالگي (و حتی گاهي تا سن هفت سالگي ) مي دانند. مرزسني مورد قبول جامعه ی علمي امروز دو سال و نيم است. اين بدين معناست که اگر کودکي تا سن دو سال و نيمي کاملا سالم باشد و هيچ يک از عوارض ذکر شده در او نمايان نشود، اما فرضا و ناگهان در سن سه سالگي از محيطخودبترسد و با اطرافيانش نتواند ارتباط برقرار کند ، درکش از زمان و مکان کم شود و زندگي اش به عادت های خاص او وابسته شود، دچار اُتيسم نيست، بلکه علت يا علت های ديگری کودک را بيمار گونه کرده است.

.


امروزه در بسياری از کشورهای پيشرفته ی جهان واژه ی روان پريشي (پسيکوز) در حالِ رنگ باختن است. بخصوص وقتي که پای بيماری های رواني يا مغزی کودکان در ميان باشد. علت اين امر ناکافي بودن کلمه از يک سو و بار منفي آن از سوی ديگر است. «روان پريشي يا رواني» مثل مُهر عمل مي کند. بر پيشاني فرد مي نشيند و پاک نمي شود. فرد را از زندگي ای که حق اوست ساقط کرده و بيش از آن که يک راه حل باشد، آفرينده ی مشکلات بيشتر است
.

.


بسياری از متخصصان اُتيسم مي گويند که بيماری های عفوني (مغزی) در سال های اوليه ی عمرمي تواند کودک را به عوارضي شبه اُتيسم متبلا کند. در اين صورت زمان بروز عوارض حتی تا سنين جواني مي تواند طول بکشد و کودک به ظاهر کاملا سالم باشد. تحقيقات امروز هم چنين دال بر اين است که از هر پنج فرد مبتلا به اُتيسم حداقل چهار تای آن ها قبل از تولد دچار اين بيماری شده اند و عوارض اوليه از ششمين ماه تولد تا بيستم ماه مي تواند بروز کند
.از امار به دست آمده اين طور به نظرمي ايد که تعداد پسران مبتلا به اُتيسم ازتعداد دختران متبلا بيشتر است. اما بعضي از محققان معتقدند که دختران به لحاظ ژنتيکي اجتماعي تر از پسران هستند و بدين سبب ديرتريا کمتر مشکل خود را نشان مي دهند.

.


از آمار چنين برمي آيد که 75 – 85 درصد مبتلايان به اُتيسمِ در رده ی «اُتيسم اين فانتيل» قرار مي گيرند و حدود يک سوم مبتلايان پسر هستند. البته ناگفته نماند ازآن جائي که حوزه ی اُتيسم ، حوزه ی علمي جديدی است واغلب تحقيقات در کشورهای صنعتي و پيشترفته صورت مي گيرد، امکاني که تحقيقات آينده در صحت آمارفوق شک کند، هميشه وجود دارد

 

نویسنده این مطلب :

فرزند پرتال

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما