آوریل 26
بازدید : 591
نظرات : بدون دیدگاه
تحول مفهوم مرگ

مفهوم مرگ مانند‌ هـر‌ مـفهوم‌ دیـگری، از نظر روان‌شناسی تحولی‌،پدیده‌ای است که کودک‌ به تدریج، تحول شناختی‌ درک می‌کند‌ و سرانجام شکل مـفهومی که بزرگسال از مرگ‌ دارد، می‌انجامد. احساس فقدان ناشی از‌ مرگ، در مراحل‌ مختلف‌ تحول‌ روانی کـودک به تبع ظهور سـاخت های شـناختی و فرآیندهای عاطفی و اجتماعی، دائما در حال تغییر […]

مفهوم مرگ مانند‌ هـر‌ مـفهوم‌ دیـگری، از نظر روان‌شناسی تحولی‌،پدیده‌ای است که کودک‌ به تدریج، تحول شناختی‌ درک می‌کند‌ و سرانجام شکل مـفهومی که بزرگسال از مرگ‌ دارد، می‌انجامد. احساس فقدان ناشی از‌ مرگ، در مراحل‌ مختلف‌ تحول‌ روانی کـودک به تبع ظهور سـاخت های شـناختی و فرآیندهای عاطفی و اجتماعی، دائما در حال تغییر و دگرگونی‌ است.

 

مطالعات روان‌شناسان کودک به‌ویژه‌ روان‌شناسان شناختی تحول‌نگر نشان داده‌ است که کودکان تا دستیابی به‌ درک واقعی‌ مفهوم مرگ، مراحل مختلفی را پشت سر مـی‌گذارند. درک مفهوم مرگ توسط کودکان،حدودا در سنین 7 سالگی امکان‌پذیر است؛ آن هم‌ تا‌ حدی که بتوان از واژۀ مرگ و مردن معنایی نسبتا مشابه معنایی را تلقی کرد که‌ در نـزد بـزرگسال ادارک می‌شود اما درک‌ کاملتر آن،نیاز به ظهور انتزاعی دارد که‌‌ در‌ دورهء نوجوانی اتفاق می‌افتد.

 

از دید بزرگسالان، درک مفهوم مرگ‌ متضمن همراه شدن سه مؤلفه اساسی در مرگ‌ است:

1) بقا: هر موجود زنده‌ای یـکبار مـی‌میرد.

2)عمومیت: تمام موجودات زنده‌‌ قطعا‌ می‌میرند.

3) فقدان کنش فوری‌: همه‌ موجودات زنده، اعمال حیاتی (کنش وری) شامل تفکر، حرکت… دارند که در هنگام مرگ‌ فاقد این کارکردها می‌شوند.

 

شـدت این واکنش بـه عـوامل مختلفی بستگی دارد‌ که‌‌ عـبارت‌اند‌ از:

1- میزان رابطۀ کودک‌ با‌ فرد‌ متوفی‌:

به‌ طور‌ حتم فوت پدر، مادر،خواهر یـا بـرادر بیش‌ترین تأثیر را بر احساسات و عواطف کـودک مـی‌گذارند، تا فـوت یـکی از بـستگان یا آشنایان‌ دور. در مواردی نـیز سرپرستی‌ روزانۀ کودک به عهدۀ یکی از اعضای دور فامیل گذاشته می‌شود و بدیهی است که نبود یـا فـوت او هم می‌تواند احساسات کودک را شدیدا جـریحه‌دار کـند و تـا مـدتی او را‌ نـگران‌، پریشان و سردرگم سـازد.

 

2- سـن کودک و میزان فهم و درک او از مسئلۀ مرگ:

بیش‌تر کودکان خردسال نسبت به وقایع ناخوشایند بسیار حساس‌اند و این مـوضوع خـیلی زود نـظر آن‌ها را به‌ خود‌ جلب می‌کند. برای مـثال، کـودک 4-3 سـاله‌ای مـمکن اسـت بـا مشاهدۀ گریۀ کودکی دیگر، درصدد دلجویی از او برمی‌آید و از این طریق با او‌ به‌ همدردی بپردازد.

 

کودکان می‌توانند از وقایع زندگی‌ درس‌های‌ مهمی‌ بگیرند. کودک باید از پدر و مادرش بیاموزد که کدام پیشامدها و اتفاقات‌ ناراحت کـننده و کـدام‌ یـک‌ فاجعه‌اند. کودکان زمانی که با مسئلۀ فوت یـکی از اعـضای خانواده یا آشنایان‌ رو‌ به‌ رو می‌شوند، ممکن است واکنش‌های متفاوتی از خود نشان دهند.

 

نویسنده این مطلب :

فرزند پرتال

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما