آوریل 18
بازدید : 443
نظرات : بدون دیدگاه
حادثه، واکنشها و استرسها

کودکان، از لحاظ جسمي کوچک تر از بزرگسالان هستند، از لحاظ هيجاني نابالغ و از لحاظ اجتماعي و شناختي، هنوز در مراحل اوليه رشد قرار دارند. سال‌ هاي رشد اوليه، در سازگاري بعدي اهميت دارند و وجود مشکلات در خلال اين سال‌ ها، زمينه ساز ناسازگاري در سال ‌هاي بعدي را فراهم مي ‌کند. مشکلات […]

کودکان، از لحاظ جسمي کوچک تر از بزرگسالان هستند، از لحاظ هيجاني نابالغ و از لحاظ اجتماعي و شناختي، هنوز در مراحل اوليه رشد قرار دارند. سال‌ هاي رشد اوليه، در سازگاري بعدي اهميت دارند و وجود مشکلات در خلال اين سال‌ ها، زمينه ساز ناسازگاري در سال ‌هاي بعدي را فراهم مي ‌کند. مشکلات رواني در کودکي، حتي اگر موقت و گذرا باشد، احتمال دارد که پيامدهاي جدي در برداشته باشد؛ زيرا ممکن است که يادگيري و رشد کودک را مختل کند. از جمله‌ي اين قبيل مشکلات، استرس پس از سانحه (PTSD) مي ‌باشد که به دنبال وقوع يک رويداد آسيب ‌زاي شديد(زلزله، تصادف و…) بروز مي ‌کند.

 

استرس پس از سانحه، سندرمي است که پس از مشاهده، درگير شدن، تجربه‌ي مستقيم يا شنيدن يک عامل استرس زا و آسيب ‌زاي شديد روي مي ‌‌دهد، که مي‌ تواند منجر به مرگ واقعي يا تهديد به مرگ يا وقوع يک سانحه ي جدي باشد. کودکان نسبت به اين تجربه ‌ها احساس ترس و درماندگي مي ‌کنند ولي اغلب با رفتارهاي آشفته و حاکي از بيقراري واکنش نشان مي‌ دهند و مدام تلاش مي‌ کنند از يادآوري رويداد و سانحه اجتناب کنند. کودکان اين حوادث را به اشکال مختلف تجربه مي ‌کنند. ممکن است کودکي مستقيما در معرض حادثه‌اي هم چون سوء ‌‌استفاده جنسي، تصادف، سوانح طبيعي و… قرار گرفته باشد يا درباره‌ي وقوع اين حوادث از ديگران شنيده باشد.

 

به طور کلي افرادي که چنين رويدادهايي را تجربه مي‌ کنند حتي در مورد کودکان، بيشتر از اين که ما بتوانيم تجربه ي آن ها را تصور کنيم و احساسات آن ها را درک کنيم که در آن لحظه چه احساسي داشته‌اند، از آن واقعه رنج مي ‌برند. همين امر وجه تمايز استرس پس از سانحه با ساير حوادث زندگي است. بنابراين تلاش در جهت درک وضعيت فردي که استرس پس از سانحه را تجربه کرده، کار چندان ساده‌اي نيست. واکنش‌ به اين حوادث به هر شکلي که اتفاق افتاده باشد متفاوت است.

 

الگوي آسيب‌ پذيري به استرس از کنش متقابل فعال بين آمادگي ‌هاي ارثي و ديگر عوامل بيولوژيکي متفاوتي در واکنش به استرس‌ هاي روزمره متولد مي‌ شود. اما تاثير اين وقايع روي کودکان به فاکتورهاي مختلفي از جمله نوع حادثه، شدت، محيطي که حادثه در آن اتفاق افتاده، تداوم و تسلسل وقايع، سني که کودک در معرض چنين حادثه‌اي قرار گرفته و احتمالا بي ‌دفاع بوده است، رويدادهاي آسيب ‌زاي قبلي، طي کردن دوران پس از حادثه، نحوه‌ي دلبستگي کودک، به مادر يا مراقبان اوليه بستگي دارد. کودکاني که در محيط خانواده خود در معرض خشونت و ضرب و جرح قرار دارند، حتي خشونت‌ هايي که منجر به مرگ يکي از اعضاي خانواده مي‌ شود؛ بيشتر مستعد آشکار کردن نشانه‌ هاي استرس پس از سانحه هستند.

 

هم چنين کودکاني که در محيط زندگي شاهد طلاق والدين يا جدايي همراه با مشاجرات طولاني آن ها مي ‌باشند، يا توجه به شرايط زندگي قبل و پس از طلاق، احتمال بروز اين نشانه ‌ها افزايش مي ‌يابد. طبق نظر متخصصان اکثر کودکان پيش‌ دبستاني، براي سازگاري مجدد بعد از طلاق، به يک دوره ۲ تا سه ساله نياز دارند، آن ها ممکن است پرخاشگري و افسردگي، نافرماني و مشکلات ارتباطي با همسالان ظاهر سازند. به‌ طور کلي کودکان زير ۱۱ سال در برابر نشانگان استرس پس از سانحه، آسيب‌ پذيري بيشتري نشان مي ‌دهند. در اين ميان خردسالان ممکن است علايمي از قبيل تاخير در رشد زبان و ناتوانايي ‌هاي يادگيري و گفتاري بيشتري بروز مي‌ دهند. نشانه استرس پس از سانحه ممکن است خود به خود پس از مدتي کاهش يابد، اما مجددا ماه ‌ها يا سال‌ ها بعد از وقوع سانحه آشکار شود. در اين مدت عوامل مختلفي از قبيل سابقه خانوادگي، تجربيات دوران کودکي، ويژگي ‌هاي شخصيتي و ناراحتي ‌هاي رواني پيشين مي ‌تواند در بروز و تشديد نشانگان موثر باشد.

 

درمان و توصيه‌ ها:

 

فرآيند درمان کودکان مبتلا به PTSD تلفيقي از دو رويکرد شناختي رفتاري مداخلات رفتاري شامل:

آموزش نحوه‌ي مواجه‌ي موثر با ترس ‌ها، اجتناب از اماکن يا افرادي که وقايع را يادآوري مي ‌کند، مي ‌باشد؛ هم چنين استفاده از تکنيک آرام بخش، پذيرش احساسات کودکان در کاهش نشانگان استرس پس از سانحه موثر است والدين چنين کودکاني مي ‌بايست پس از مشاهده ي علايم فوق که بيش از يک ماه تداوم مي‌ يابد و منجر به اختلال در عملکرد کلي کودکان (تحصيلي، رفتاري و…) مي‌ شود نسبت به درمان آن اقدام نمايند.

نویسنده این مطلب :

فرزند پرتال

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما