ژانویه 12
بازدید : 1120
نظرات : بدون دیدگاه
جایگاه تبلیغات کجاست؟

تبلیغات هنوز به عنوان علم کاملاً مستقلی شناخته نشده است و فقط شاخه­ای از علوم ارتباطات در میان علوم انسانی می­باشد. در فرهنگ تبلیغات، برای تبلیغ این تعریف ذکر شده است: «هر نوع مطلب، اعلامیه یا اطلاعیه برای جلب توجه مردم یا افکار عمومی، که از طریق رسانه­ها منتشر و در آن کالا یا خدمات […]

تبلیغات هنوز به عنوان علم کاملاً مستقلی شناخته نشده است و فقط شاخه­ای از علوم ارتباطات در میان علوم انسانی می­باشد. در فرهنگ تبلیغات، برای تبلیغ این تعریف ذکر شده است: «هر نوع مطلب، اعلامیه یا اطلاعیه برای جلب توجه مردم یا افکار عمومی، که از طریق رسانه­ها منتشر و در آن کالا یا خدمات اعلام می­شود.»

 

  • تبلیغات پیام خاصی است که هزینه آن پرداخت می­شود تا مخاطب، یعنی عامه مردم تحت تاثیر این پیام خاص با مفهوم اغلب غیر واقعی قرار بگیرند.

برای تبلیغات از دیدگاه روانشناسی می­توانیم بگوییم: «‌تبلیغات» بیان موضوعی است که می­ تواند:

1)     از طریق رسانه های تبلیغاتی برای مخاطب جذاب باشد.

2)     باعث پیوند بین تفکرات سازمان و مخاطب باشد.

3)     باعث ایجاد انگیزه در مخاطب در راستای پیگیری سازمان تبلیغ کننده گردد.

4)     باعث ایجاد اعتماد بعد از پایان دوره تبلیغات در ذهن مخاطب گردد.

5)     باعث تکرار اعتماد در  ذهن مخاطب از طریق تکرار مراجعه به سازمان تبلغ کننده باشد.

 

به طور کلی تبلیغات باید یک وسیله ی موثر برای ترغیب تلقی شود که به وسیله آن پیام گیران را به هدف خاصی که مورد نظر تبلیغات چی است جلب کند. که این کار اگر انجام دهند یا آن جنس را بخرند یا نخرند یا به فلان تولیدات صنعتی با نظر موافق نگاه کنند. اطلاعات که در آگهی داده می شود از نظر تبلیغات چی در درجه دوم اهمّیت قرار دارد و هدف اصلی ترغیب و تشویق پیام گیران است.

.

تبلیغات تجاری همواره به طور آشکار بر افکار عمومی مردم اثر می گذارد. این اثر گاه نیک و گاه بد و برخی اوقات جمع اضداد است. تبلیغات تجاری می تواند عاملی برای آگاهی و یا بد آموزی باشد و انگیزش خرید مصرف را ایجاد کند و یا از میان ببرد و باعث شادی و یا غم بشود. تبلیغات وسیله ­ای است برای نیل هدف، اثر تبلیغات در افکار عمومی شرطی کامل است که بر احساسات تکیه کند و احساسات را جهت بخشد. موفقّیت در تبلیغات زمانی حاصل می شود که نسبت به آن چه که گفته می شود آگاهی وجود داشته باشد.

 

  • آیا فقط شکنجه­ های جسمی کودک آزاری است و یا لطم ه­ای روحی و روانی هم در این مقوله می­گنجد؟ تبلیغات برای کودک و آن هم در برنامه کودک همان کودک آزاری است. کودکی که پاک و صادق جلوی تلوزیون نشسته است تا لحظاتی در دنیای شاد و سرخوش خودش سیر کند. با یک برنامه تبلیغاتی در کنار خراب کردن تمام این دنیا شاد ذهن او را به بازی گرفتیم تا در اختیار ما باشد و به اهدافمان برسیم. اهداف مایی که همان کودک بزرگ شده دیروز هستیم و برای رسیده به منافع مادی خودمان از هیچ وسیله­ ای نمی­گذریم. حتی آزار کودکان در یک برنامه تلوزیونی!

.

وقتی ما کودک را مورد بازیچه منافع خود قرار می­دهیم تا بر خانواده فشار بیاورد و کالای ما را خریداری کند، اولاً در این معامله شک و تردید است. چون مسئله بلوغ خریدار شرط اصلی یک معامله است و تشخیص قدرت ارزش کالا نیز در کنار آن برای خریدار می­باشد. ولی کودک که نه بالغ است و نه قدرت تشخیص دارد. فقط یک وجود ترغیب داده شده است، برای رسیدن به پیام دروغی که به او دیکته شده است.

.

آیا این شکل دیگری از همان کودک آزاری نیست؟ آیا آگهی دهنده تبلیغات تلوزیونی نباید به همین جرم مورد مواخذه قرار بگیرد؟ آیا مدیر شبکه تلوزیونی نباید محاکمه بشود به جرم اینکه اجازه داده­ تا در یک رسانه توده­ای که برای انبوه کودکان کشورمان از هر نژاد و قومی که هستند تبلیغات خاصی پخش شود که مورد استفاده اش فقط برای کودکان محدودی از طبقه بالا و تا حدودی متوسط می ­باشد.

.

مسئله تبلیغات کودکان موضوعی نیست که ساده از آن عبور کنیم و چشم برهم بگذاریم. این را باید بپذیریم که نظام سرمایه سالاری، پیوند وثیق با تبلیغات به مفهوم مدرن آن دارد. تبلیغات، شهروندان را به گرداب مصرف زدگی کشانده و بدین وسیله، رونق نظام سرمایه سالاری را حفظ می­کنند. تبلیغات، تنها بزرگسالان را هدف نمی گیرد، بلکه کودکان و خردسالان نیز طعمه هایی عالی برای تبلیغات چی ها سرمایه سالاران به شمار می روند. کودکان تحت تأثیر تبلیغات، والدین خود را برای خرید هر چه بیشتر، به ستوه می آورند.

 

 

 

نویسنده این مطلب :

فرزند پرتال

به اشتراک بگذارید :

دیدگاه شما